گنجور

بخش ۱۸ - غزل سرائی شکر در مجلس خسرو

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین
 

چه فرخ روزگاری باشد آن روز

که گردد هم نشین دو یار دل سوز

همه سرمایهٔ عشرت مهیا

ز موج شادمانی دل چو دریا

مراد و خوش دلی و کامرانی

نشاط عشق و آغاز جوانی

کسی را کاین همه یک جا دهد دست

گر از دولت بنازد جای آن هست

مرا کاین دولت امروز است در چنگ

به دولت چون ننوشم جام گلرنگ

زمان چون رفت دیگر یافت نتوان

عنان زندگانی تافت نتوان

بساکس کانده فردا کشیدند

که دی مردند و فردا را ندیدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام