گنجور

شمارهٔ ۸۷۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باد صبا ز نافه چینت نمی رسد

بویی به عاشقان غمینت نمی رسد

خاک توییم و چشم تو بر ما نمی فتد

ماهی و پرتوی به زمینت نمی رسد

شمعی که آسمان و زمین زو منورند

در روشنی به عکس جبینت نمی رسد

گفتم که کام دل بستانم ز لعل تو

دستم به پسته شکرینت نمی رسد

ای درج لعل دوست مگر خاتم جمی

زینسان که دست کس به نگینت نمی رسد

هرگز ترا چنان که تویی کس نشان نداد

پای گمان به حد یقینت نمی رسد

مفتی، مپوی بر در زندان که امر و نهی

بر عاشقان بی دل و دینت نمی رسد

با خار ساز، خسرو، اگر گل به دست نیست

کز گلشن زمانه جز اینت نمی رسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام