گنجور

شمارهٔ ۸۱۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد

ترکی ست صید افگن، پنهانم از که باشد؟

هر روز اندرین شهر خلقی ز دل برآیند

گر دیگری نداند، من دانم از که باشد؟

دردم گذشت از حد، معلوم نیست تا خود

سامانم از که خیزد، درمانم از که باشد؟

درمان درمندان در هجر تو تو باشی

گرمن به درد هجران، درمانم از که باشد

هرگز بر محبان یکدم نمی نشینی

گر آتش محبت بنشانم، از که باشد؟

چون کرد طره تو غارت قرار خسرو

من بعد اگر صبوری نتوانم، از که باشد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام