گنجور

شمارهٔ ۷۹۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر که دل با دلربایی می نهد

خویشتن را در بلایی می نهد

می خورد صد غوطه در دریای غم

چشم اگر بر آشنایی می نهد

دلبرا، چابک سوار تو سنت

دلبری را دست و پایی می نهد

تا سر زلف تو جای فتنه شد

فتنه هم خود را به جایی می نهد

غمزه شوخت جراحت می کند

هر که را لعلت دوایی می نهد

عاشقان را می کشی و لعل تو

هم بر ایشان خونبهایی می نهد

کیست خسرو تا جفای خسروان

چون تو شاهی بر گدایی می نهد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام