گنجور

شمارهٔ ۵۴۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لبت را جان توان خواندن، ولیکن

نمی دانم که آن خط را چه خوانند؟

مرنج، ای پاک دامن، عاشقانت

اگر بر چشم تر دامن نشانند

نخواهم زیست، زخم عشق کاریست

رقیبان را بگو، تیغم نرانند

مکن بر ما نصیحت ضایع، ای شیخ

که مستان لذت تقوی ندانند

بگو پیشش، صبا، گه گه پس از ما

که اهل خاک خدمت می رسانند

به جایی کز گل رویت چکد خوی

دو چشم خسرو آنجا خون فشانند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام