گنجور

شمارهٔ ۴۸۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد

بیچاره دلم را هدف تیر بلا کرد

در خواب نبیند رخ آرام دگر بار

هر دل که طمع در طلب وصل شما کرد

چون نیست دلم را ز غمت روی رهایی

دل مصلحت خویش به روی تو رها کرد

چندین چه کنی جور و جفا بر من مسکین؟

با یار وفادار کسی جور و جفا کرد؟

هرگز به جهان نیک ندیده ست و نبیند

آن کس که مرا دور چنین از تو جدا کرد

دیروز چو من شکر وصال تو نگفتم

امروز مرا سوز فراق تو سزا کرد

با جان و دل خسرو بیچاره و مسکین

هجران تو، ای دوست، چه گویم که چها کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام