گنجور

شمارهٔ ۴۱۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می آید

ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می آید

رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان شد

دلم را، ای پسر، بنگر، چه محنت پیش می آید؟

بلا و محنت هجران، چه حال است این که پیوسته

نصیب جان مجروح من درویش می آید

ز بیگانه نمی نالم، مرا معلوم شد، ای مه

که غمهای جهان یکسر مرا از خویش می آید

منال ز جور و محنتها، خموش و دم مزن خسرو

که بر بی صبر در عالم مصیبت بیش می آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام