گنجور

شمارهٔ ۲۹۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای غمزه زن که تیر جفا در کمان تست

آهسته تر، که دست دلم در عنان تست

بنمای رخ که شاد برانم ز دیدنت

روزی دو سه که غمزده میهمان تست

جانها به باد داد که دایم شکسته باد

آن گیسویی که بر سر سرو روان تست

داغی ست از شراره آه کسی مگر

خال سیه که بر رخ چون ارغوان تست

گر هر زمان به خانه دیگر شوی به ناز

می زیبدت که مر همه عالم از آن تست

زان می زیم که بر دهن انگشتری نهم

شبها و این خیال برم کان دهان تست

گفتم بکش که باز رهم، ناوک مژه

بنمود و گفت این همه از بهر جان تست

فریاد خسرو ار شنوی شب به کوی خویش

رنجه مشو که فاخته بوستان تست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام