گنجور

شمارهٔ ۲۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا

کی بود پیکاری آن مردم شکاران ترا

تا شدند اندر کشش دو چشم تو خنجز گذار

شغلها فرمود اجل خنجر گذاران ترا

نوجوان گشتی و شکل ناز را نشناختی

جای تسکین نیست زین پس بیقراران ترا

هر کرا امروز خواندی باز فردا کشتیش

بارک الله این چه اقبال است یاران ترا

تا دلم خوش کردی از امید پیکان ریختن

نام شد باران رحمت تیر باران ترا

شرمسار یک نظر گشتیم و هست از چشم تو

یک نظر دیگر توقع شرمساران ترا

از لب تو تشنگان محروم و ساغر بهره مند

مرهمی باید هم آخر دلفگاران ترا

خون تیره می خورند از چشم تو عشاق تو

نوش باد این می به یادت درد خواران ترا

شاه حسنی و بلا و فتنه پیشت یادگار

شرم بادا قتل خسرو کارداران ترا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام