گنجور

شمارهٔ ۱۵۶۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ترک من بر عزم رفتن تیر در ترکش مکن

غمزه خون ریز را بر فتنه لشکرکش مکن

زان دل سنگین چو کردی تیر پیکان مژه

تا مرا جان هست در تن تیر در ترکش مکن

گر نداری زان لب شیرین شکر ورزیدنم

خنده دزدیده زان لبهای شکروش مکن

پایی کوبان می رود خنگت بر آتش لاخ نه

گو برای جان ما را لعل در آتش مکن

چرخ مه گم کرد و زلفت یافت، پنهانش مدار

هفت دوران است سیار فلک را شش مکن

پیش رفته ست آب چشمم، خسرو از بهر وداع

ابر بارانی ست در ره، تنگ بر ابرش مکن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام