گنجور

شمارهٔ ۱۴۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مرا در آرزویت غم ندیم است

به تو گر نیست روشن، حق علیم است

به خاک پای تو خوردیم سوگند

از آن معنی که سوگندی عظیم است

چو دل با ابرویت پیوسته بودم

از آن بیچاره مسکین دل دو نیم است

چه دریاهای خون دارم به دل من

یقین در جان من در یتیم است

بدان رو عشق می ورزم دگر فاش

مرا از طعنه مردم چه بیم است

اگر اشکم به هر سویی روان است

ولی دل بر سر کویت مقیم است

چو غنچه باش خسرو، در جگر خون

اگر مقصودت از زلفش نسیم است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام