گنجور

شمارهٔ ۱۰۲۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد

کنون هر کس که جان دارد، هوای بوستان دارد

سحرگه بکر غنچه ها باده ها خورده ست در پرده

همه سرخی رو بدهد گواهی، گر نهان دارد

کنون دل بستگی غنچه با گل، کی نهان ماند؟

که هرچ اندر دل غنچه ست سوسن بر زبان دارد

ازان هر لحظه بینی تازه تر داغ دل لاله

که بلبل روز تا شب ناله های عاشقان دارد

رها کن تا ترا بینم، گرم جان می رود، گو رو

که مشغول جمالت کی سر تشویش جان دارد؟

زمان مستی ست، اکنون توبه از توبه بکن خسرو

به کار امروز ساقی و می چون ارغوان دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام