گنجور

گزیدهٔ غزل ۶۱۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

نو بهار است و گل و موسم عید ای ساقی

باده نوش و گذر از وعد و وعید ای ساقی

روز محشر نبود هیچ حسابش به یقین

هر که در کوی مغان گشت شهید ای ساقی

گشت پیمانه چو تسبیح روان در کف شیخ

تا ز لعل تو یکی جرعه کشید ای ساقی

حاصل از عمر ندارد به جز از حسرت و درد

هر که عید است ز میخانه بعید ای ساقی

آنکه در کوی محبت قدم از صدق نهاد

دگر او پند ادیبان نشنید ای ساقی

بار ها کرده بدم توبه ز می باز مرا

چسم مست تو به میخانه کشید ای ساقی

زاهد از شرم تو دایم سر انگشت گزد

جز در میکده جایی مگرید ای ساقی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد غافری نوشته:

مصراع دوم بیت چهارم بایستی این چنین خوانده شد:
هر که عید است ز میخانه بعید، ای ساقی
یعنی شخصی که هنگام عید از میخانه دور (بعید) باشد حاصلی از عمر بجز حسرت و درد ندارد

مصراع دوم بیت آخر هم باید چنین باشد:
جز در میکده جایی مگرید، ای ساقی

مگریدن به معنی خراشیدن و همچنین گشت و سیر نمودن است. کسی در میکده را گاز نمی گیرد!

پاسخ: با تشکر، «به عید» با «بعید» و «مگزید» با «مگرید» جایگزین شد.

مهدی جلیلی نوشته:

(چسم) مست تو به میخانه کشید ای ساقی
اصلاح شود

کانال رسمی گنجور در تلگرام