گنجور

گزیدهٔ غزل ۵۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

روز عید ست به من ده می نابی چو گلاب

که از آن جام شود تازه‌ام این جان خراب

جان من از هوس آن به لب آمد اکنون

به لب آرم قدح و جان نهم اندر شکر آب

روزه داری که گشادی ز لبش نگهت مشک

این زمان در دهنش نیست مگر بوی شراب

می حلالست کنون خاصه که از دست حریف

در قدح می‌چکد آب نمک آلود کباب

هر که رابوی گل و می بدماغ است او را

آن دماغی است که دیگر ندهد بوی گلاب

بنده خسرو به دعای تو که آن حبل متین

دست همت زد و پیچید طناب اطناب

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام