گنجور

گزیدهٔ غزل ۴۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا

وندران کوی نهانی نظری بود مرا

جان بجایست ولی زنده نیم من زیرا

مایهٔ عمر به جز جان دگری بود مرا

باری از دیده مریزید گلابی که به عمر

لذت از عشق همین درد سری بود مرا

هیچ یاد آمدت ای فتنه که وقتی زین پیش

عاشق سوختهٔ دربدری بود مرا

خواستم دی که نمازی بکنم پیش خیال

لیکن آلوده به دامان جگری بود مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام