گنجور

گزیدهٔ غزل ۳۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

برسرکوی تو فریاد که از راه وفا

خاک ره گشتم و برمن گذری نیست ترا

دارم آن سر که سرم در سر کار توشود

با من دلشده هر چند سری نیست ترا

دیگران گرچه دم از مهر و وفای تو زنند

به وفای تو که چون من دگری نیست ترا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام