گنجور

گزیدهٔ غزل ۳۶۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

دل خود چه متاعی است که از ما طلبد دوست

حقا که اگر جان طلبد زود برآید

زنهار که آن بند قباچست نبندی

کز نازکیش بخیه براندام برآید

او کرده ترش گوشهٔ ابرو ز سر خشم

من منتظر لب که چه دشنام برآید

ای ساقی بدمست مزن تیغ که در تن

خون آن قدرم نیست که در جام برآید

آن را که بهشتی صفتی داغ نکردست

گر از نه دوزخ کشیش خام برآید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام