گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۶۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

درشهر فتنه‌ای شد می‌دانم از که باشد

ترکیست صید افگن پنهانم از که باشد

هر روز اندرین شهر خلقی زدل برایند

گردیگری نداند من دانم از که باشد

دردم گذشت از حد معلوم نست تا خود

سامانم از که خیزد درمانم از که باشد

چون کرد طرهٔ تو غارت قرار خسرو

من بعد گر صبوری نتوانم از که باشد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام