گزیدهٔ غزل ۲۱۹
کی درد ناکتر بود از حسرت فراق
جلاد گر به گاه قصاصی استخوان برد
برعقل خویش تکیه مکن پیش عشق از آنک
دزدی است کو نخست سرپاسبان برد
کی درد ناکتر بود از حسرت فراق
جلاد گر به گاه قصاصی استخوان برد
برعقل خویش تکیه مکن پیش عشق از آنک
دزدی است کو نخست سرپاسبان برد
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.