لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
کمال خجندی

اگرچه دور بود از تو مه به صد فرسنگ

دهان نو به شکر نسبتی است ننگا ننگ

پوش رخ که غلو کرد خط زنگارین

چو دور شد ز نظرها بگیرد آینه زنگ

به راه عشق گرت پای بشکند صوفی

زگشت کوی بتان تا سرت به جاست ملنگ

از اشک جمله تنم سرخ ساخت مردم چشم

چنانکه رنگرزان را به دل خوش آبد رنگ

رسم به زلف تو از صبر با دل پر خون

به آن دلیل که خون مشک می شود به درنگ

از بس که نیر تو دارم به دل چو خاک شوم

برآبد از گل من هر طرف درخت خدنگ

به اهل قبله چو کردند آشتی ترکان

چرا به عاشق آن روست غمزه ها را جنگ

چو این غزل سر و پایش دقیق و شیرین است

سزد که نغمه سرایان بدو کنند آهنگ

کمال از دل سخت رقیب و بار متال

ترا که آرد همی باید از میان دو سنگ

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

بکوه ساوه (ساده) ز تو مرگ بر نخواهد گشت

همی دراید در روی تو از آن آژنگ

اگر نخواهی بر دشت ساوه شو بنشین

وگر بخواهی درشو بقلعۀ بشلنگ

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

خدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ

بر آوردندهٔ نام و فرو برندهٔ ننگ

شَهِ ستوده به نام و شه ستوده به خوی

شهِ ستوده به بزم و شهِ ستوده به جنگ

چو آفتاب سر از کوه باختر بر زد

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ازرقی هروی

ز موج دریا این آبر آسمان آهنگ

کشیر رایت پروین نمای بر خرچنگ

مشعبد آمد پروین او ، که در دل کوه

چو وهم مرد مشعبد همی نماید رنگ

سپهر رنگین زو گشت کوه سیم اندود

[...]

منوچهری

شبی دراز، می سرخ من گرفته به چنگ

میی بسان عقیق و گداخته چون زنگ

به دست راست شراب و به دست چپ زلفین

همی‌خوریم و همی بوسه می‌دهیم به دنگ

نبیذ و بوسه تو دانی همی چه نیک بود

[...]

مسعود سعد سلمان

ایا فروخته از فر و طلعتت او رنگ

زدوده رای تو ز آیینه ممالک زنگ

بلند رای تو خورشید گنبد دولت

خجسته نام تو عنوان نامه فرهنگ

ز نور رای تو مانند روز گردد شب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه