گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

از خان و خانه واژه شبخان را داریم که ان خانه شاه برای یک شب بوده است در مسیر حرکت شاهان

امین کیخا نوشته:

نانکو بسیار زیباست و با زشت فرق نازک بینانه ای دارد

شکوه نوشته:

نا نیکو شاید زیبا نباشد ولی زشت هم نیست شاید این یکی از تفاوت ها باشد

امین کیخا نوشته:

از ویژگیهای خانه های ایرانی یکی ایوان و دیگری ایوانک است و نیز آبنما و شاهنشین و بالا نشین و پای ماچان و کفشکن و پنجدری و …. افسوس از نوینی که سهم ما را از گذشته مان یک ٥٠ متر مربع در اسمان کرد با مستراهی ( مستراح) که در میان خانه است !

شمس الحق نوشته:

امین جان [زاویه] را فراموش کردی که چه کیفی داشت خسبیدن بعد از ظهر های تابستان تهران درآنجا وآن خردک شیشه های رنگی در پنجره ها و آن پاشیر خنک که در کنار آب انبار خانه پله میخورد و تا پایین برود وبرسد به آن شیربزرگ که آب همچون اشک چشم قنات حاج علیرضا در محله عود لاجان تهران را که در گرمای تابستان از سردی نمیشد نوشید .

امین کیخا نوشته:

به به خوب شد آمدی شمس الحق که ایران خاکش توتیای ( دودیا از دوده ) ماست .

ایمان نوشته:

بر پشت من از زمانه، تو می آید، (پشتم از سختی روزگار خم شده)
وز من همه کار، نانکو می آید، (در انجام کارها ناتوان شدم)
جان عزم رحیل کرد و گفتم: “بمرو”؛ (مرگم فرارسیده ولی می خواهم بمانم)
گفتا: “چکنم خانه فرو می آید!”. (شوربختانه نمی توانم، بدنم از هم فروپاشیده)

خیام

خیلی از ما ها از مرگ نمی ترسیم ولی دوران پیری واقعا دوران تاریکی است…

هادی نوشته:

آقا ایمان دمت گرم ممنون عالی بود.

داود نوشته:

ایمان جان،
درود به شرفت. شیرینی این شعر را برایم دو چندان کردی.
سپاس گزارم

کانال رسمی گنجور در تلگرام