گنجور

رباعی شمارهٔ ۲۷

 
خیام
خیام » رباعیات
 

چون لاله به نوروز قدح گیر بدست

با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست

می نوش به خرمی که این چرخ کهن

ناگاه تو را چو خاک گرداند پست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی معدندار نوشته:

بهتر است به جای * چون * چو استفاده شود

پاسخ: با تشکر از شما «چون» در مصرع دوم بیت دوم با «چو» جایگزین شد.

آرش حیدری نوشته:

در این ربــاعـــــی اشاره به غنیمت و فــرصت شمـــردن لحظه لحظه ی زندگی و نــا پایداری هستی اشاره دارد

شمس الحق نوشته:

آرش جان هیچ چیزپایدارترازهستی جهان یا جهان هستی نیست . خیام به ناپایداری زندگی انسان اشاره دارد . آن بخش ازهستی انسان که دراین جهان است ناپایدار است . این سخن راست است اما حکیم ما بسی کوته بین است که تصورمیکند زندگی انسان تنها دراین جهان خلاصه میشود وبه آن بخش اززندگی ابدی انسان پس ازمرگ وخاک شدن قالب مادی او معتقد نیست . آن کس که خود را حکیم یا فیلسوف می بیند باید کوریا بسی نادان باشد که چنین نظری اوراست برغم وجود اینهمه آیات الهی که درچشم انداز اوست ونمی بیند و با وجود آیات الهی که توسط پیامبران نازل شد و او نمی شنود . صُمٌ بُکمٌ عُمیٌ فَهُم لاَ یَرجِعون .

فرهاد نوشته:

شمس به اصطلاح الحق، حکیم عمر خیام را به کوته بینی متهم کرده ای!!! زهی گزافه گویی آشکار! خودبزرگ بینی تا چه حد، که دانشمندی چنان بلند پایه، و شاعری چنان موجز گو را کور و کر و لال خوانده ای! حقا که دید کوتاه و عقل ناقص خود آشکار نمودی، وگرنه از چرندیات حقیر فانیی چون تو گردی بر دامن حکیم جاودانه ای چون خیام ننشیند.

علی نوشته:

جناب بااصطلاح الحق…بدیهیست گزافه گویی شما و امثال شما،هیچ گونه خدشه ایی بر حکیمی بزرگ چون خیام وارد نمیکند.حکیم خیام اینقدر بزرگ و محبوب هستند که حتی لازم نیست در صورت بی احترامی به ایشان،انواع مجازات و اعدام و…در انتظارتان باشد.بهتر است بروید و به پاسداری از مجموعه لغات گرد آوری شده ی عربیتان بپردازید….

l نوشته:

جناب شمس الحق
بازهم که دهان به بد گویی باز میکنید و به قول خودتان مزخرف میبافید مگر هر که با شما هم عقیده نبود ، کوته بین است، مگر هرکس به جهان بعد از مرگ معتقد نبود کور و نادان است؟ آیا حق ندارند بگویند شما چسبیده اید به خیالبافی های گذشتگان و بیخ خرافات را گرفته اید و رها نمی کنید ؟. آیا شما حق دارید به بزرگانی چون خیام کور و کر و لال لقب بدهید . اگر دیگران هم به پیامبر گرامی اسلام شما چنین القابی ببندد ، ناراحت نمی شوید . ادب شرط اول قلم زدن است . لطف کنید ، با ادب باشید ، تا کسی به ساحت شما مقابله به مثل نکند . متاسفانه از نوشتار شما که ادعای استادی ادبیات دارید ومیگویید سالها درین حوزه بوده اید جز بی شخصیتی و بی ادبی بویی به مشام نمی رسد. تا دیر بشده از در عذر خواهی اشتباه خود را جبران بفرمایید تا سیل اعتراض به سوی شما سرازیر نشود
با احترام
لیام

بی سواد الحق نوشته:

حتما داستان برادر حاتم طایی را شنیده اید؟
که ُیشاب در چاه زمزم ریخت از برای کسب شهرت
بد گویی های برخی مدعیان از خیام و سعدی و فردوسی مرا یاد ان شخص می اندازد.
اینان عرض خود میبرند ، چنانکه مرشدشان احمد شاملو برد.

مسلم نوشته:

سلام گرامیان با این منوال راه به جای نمی رسد لطفا دوستان فقط نظر خودرا بدهند و درنظردادتمام وکمال ادب را رعایت کنند چون اگر درنظریه خود ادب را رعایت نکنند لذت خواند ونتیجه گیری ابیات ازبین می رود برادر کوچک شما مسلم

معز نوشته:

اولا این رباعیات منسوب به خیام است و احتمال اینکه سروده ریاضی دانی چون او باشد بعید به نظر میرسد ثانیا برواشت از معنای شعر به فرد خواننده برمی گردد اگر اعتقادی به دین و دیانت نداشته باشد میشود نظر آقا یا خانم(l) که احمقانه به پیامبر اسلام توهین میکند و اگر اهل عقل و درایت باشد و شعور درک شعر داشته باشد برداشت عرفانی و بندگی خداوند را از آن استنباط می کند .

ATA نوشته:

چه زندگی پس از مرگی وجود داشته باشد چه نه
باید قدر این زندگی فانی را دانست و از آن لذت برد. وگرنه کفران نعمت کرده ایم!

کانال رسمی گنجور در تلگرام