گنجور

غزل شمارهٔ ۸۵۳

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

بخوبی چو یار من نباشد یاری

نگاری مهوشی بتی عیاری

چو رویش کو لاله‌ئی چو قدش سروی

چو خالش کو مهره‌ئی چو زلفش ماری

شب زلفش بر قمر نهد زنجیری

خط سبزش گرد گل کشد پرگاری

شکار افکن آهویش خدنگ اندازی

سمن سا هندویش پریشان کاری

ز زلفش در هر سری بود سودائی

ز چشمش در هر طرف بود بیماری

اگر باری از غمم ندارد بر دل

دلم باری جز غمش ندارد باری

بدلداری کردنش نباشد میلی

ولی جز دل بردنش نباشد کاری

گر انکارم می‌کنند کو بیدینست

نباشد جز با بتان مرا اقراری

چو خواجو خواهم که جان برو فشانم

ولیکن جان را کجا بود مقداری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن مفاعلن مفاعیلن | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

وزن این شعر را نمی‌توانم پیدا کنم. لطفاً دوستان کمک کنند.

مجید نوشته:

وزن شعر
مفاعیلن فاعلن مفاعیلن فع
است . البته در مصراع اول بیت آخر باید “فشانم” تبدیل به “افشانم” شود.

مجید نوشته:

البته مصراع دوم بیت اول یک هجا کم دارد که به نظر باید به “نگاری و مهوشی بتی عیاری” تبدیل شود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام