گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۲

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

چشمت دل پر ز تاب خواهد

مستست از آن کباب خواهد

کام دل من به جز لبت نیست

سرمست شراب ناب خواهد

از من همه رنگ زرد خواهی

آخر که زر از خراب خواهد!

چشم توام اشک جوید از چشم

مخمور مداوم آب خواهد

شد گریه و ناله مونس من

میخواره می و رباب خواهد

از روی تو دیده چون کند صبر

گازر همه آفتاب خواهد

از خواب نمی‌شکیبدت چشم

بیمار همیشه خواب خواهد

جان وصل تو بی رقیب جوید

دل روی تو بی نقاب خواهد

چون خاک درش مقام خواجوست

دوری ز وی از چه باب خواهد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام