گنجور

غزل شمارهٔ ۴

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

طوبی لک ای پیک صبا خرم رسیدی مرحبا

بالله قل لحاشتی ما بال رکب قد سری

یاران برون رفتند و من در بحرخون افتاده‌ام

طرفی علی هجرانهم تبکی و ما تغنی البکا

بار سفر بستند و من چون صید وحشی پای بند

ساروا و من آماقنا اجروا ینا بیع الدما

افتان و خیزان میروم تاکی رسم در کاروان

و الرکب قد ساروا الی الایحاد و الحادی حدا

محمل برون بردند و من چون ناقه میراندم ز پی

قلبی هوی فی هوة و الدهر، ملق فی الهوی

چون تیره نبود روز من کز آه عالم سوز من

مد الغمام سرادقا اعلی شماریخ الذری

راضی شدم کز کاروان بانگ درائی بشنوم

اکبو و اقفوا اثرهم والعیس تحدی فی الزبی

چون محمل سلطان شرق از سوی شام آمد برون

ریح الصبا سارت الی نجد و قلبی قد صبا

خواجو به شبگیر از هوا هر دم نوائی میزند

والورق اوراق المنی یتلو علی اهل الهوی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

خرم در ریشه هورام بوده است یعنی خوب رامیدن جایی که خوب می رامیم و تفریح میکنیم .صفت بهشت هورام است .

امین کیخا نوشته:

غمام در عربی یعنی تاریکی در فارسی نغام همین معنی را نیز میدهد . تَم به فارسی یعنی تاریک که همان dim انگلیسی است .

امین کیخا نوشته:

به لری تیمان یعنی ابر که باز همین لغت تم در آن هست . به پارسی افغانستان تم یعنی آب مروارید که باز نوعی تاریکی در چشم است

روفیا نوشته:

آقای امین کیخای گرامی
چو ماه نو ره نظارگان بیچاره
زنی به گوشه ابرو و در حجاب روی !؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام