ایخسرو سرفراز گردون
بر خاک در تو سر نهاده
هر صبح صبوحیان انجم
بر یاد تو نوش کرده باده
این کوکب زرنگار میخیست
از پای تکاورت فتاده
زر بخش مرا و اسب و جامه
تا کار دلم شود گشاده
در راه به یک دِرَم نیرزد
دینار برهنه و پیاده
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ایخسرو سرفراز گردون
بر خاک در تو سر نهاده
هر صبح صبوحیان انجم
بر یاد تو نوش کرده باده
این کوکب زرنگار میخیست
از پای تکاورت فتاده
زر بخش مرا و اسب و جامه
تا کار دلم شود گشاده
در راه به یک دِرَم نیرزد
دینار برهنه و پیاده


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حسرت و ارادت خود نسبت به کسی میپردازد که او را «ایخسرو سرفراز گردون» مینامد. او با اشتیاق از زیبایی و درخشندگی این شخصیت سخن میگوید و از مسکر کردن یاد او در صبحگاهان یاد میکند. شاعر از او درخواست پول و اسب و لباس میکند تا از رنج دلخویش رهایی یابد و نشان میدهد که در برابر عشق و ارادتش، هیچ چیز کمارزش نیست. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که هیچ یک از مال و منالها به اندازهٔ محبت و عشق ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: ای خسرو بزرگ و سرافراز، سر خود را بر روی خاک تو گذاشته است.
هوش مصنوعی: هر صبح، صبحانهخواران به یاد تو شراب خورده و خوشحالی میکنند.
هوش مصنوعی: این ستارهی زیبا از خنکای بادی که از پای تو میوزد، به آرامی میرقصد و میچرخد.
هوش مصنوعی: به من زر و اسب و لباس بده تا دل من آرام گیرد و مشکلاتم حل شود.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگیام، کمترین ارزشی برای پول و ثروت بدون معنا و بیهدف قائل نیستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معشوق و بهار و باغ و باده
بادا همه را خدای داده
خوش باشد باغ و سبزه خاصه
باحوروشی پری نژاده
جانا سوی باغ کی خرامی
[...]
از هفت خزینه در گشاده
بر چهار گهر قدم نهاده
ای پای بر آسمان نهاده
دستت در گنجها گشاده
آوازه جود زر فشانت
در گنبد سیم گون فتاده
روی از لطفت چو گل ز مهتاب
[...]
ای از پی حلّ و عقد دایم
در بند و گشایش او فتاده
جز با محرم ز غایت حفظ
راز دل خود برون نداده
سرکوفته یی و از صلابت
[...]
جان آمده در جهان ساده
وز مرکب تن شده پیاده
سیل آمد و درربود جان را
آن سیل ز بحرها زیاده
جان آب لطیف دیده خود را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.