اَبَر دستا ز بحر جود مرا
عنبر دُر ثمن فرستادی
یَمن و ترک هست شوم و به من
یُمن فالِ یَمن فرستادی
طغرلی و همای و بلبل را
زاغِ طوطی سخن فرستادی
شاه شیران توئی که طَرفه غزال
صید کردی به من فرستادی
گر فرستادیاَم غلام حبش
بس که ترک ختن فرستادی
خادم ساده دل منم که مرا
خادم ساده تن فرستادی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان زیباییها و محبتهای فرستاده شده از سوی محبوب به شاعر میپردازد. شاعر از جنبههای مختلف محبت و هدایای معنوی و مادی صحبت میکند، از جمله جواهرات و نشانههای زیبایی. او به توصیف ویژگیهای محبوب ترسیم میکند و در نهایت به سادگی و دلباختگی خود اشاره میکند و میگوید که خود را در مقایسه با محبتهای عظیم او، ناچیز حس میکند.
هوش مصنوعی: ابر دستا به معنای بارانی است که از دریای بخشش به من آمده است و تو مانند عنبر، گرانبها و ارزشمند، آن را به من هدیه کردهای.
هوش مصنوعی: من به رنگ یمن و ترک دچار شدهام و تو برای من خبری از یمن فرستادی.
هوش مصنوعی: زاغ به طوطی پیام فرستاده که تو را با طغرل و هما و بلبل مقایسه کردند.
هوش مصنوعی: تو همان شاه شیران هستی که غزال زیبایی را شکار کرده و به من فرستادی.
هوش مصنوعی: اگر بندهای از حبشه فرستادم، به خاطر این است که تو خیلی دختران ترک را فرستادی.
هوش مصنوعی: من servant ساده و دلپاکی هستم که تو به من خدمتگزاری با ظاهری ساده و بیآلایش فرستادی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.