گنجور

شمارهٔ ۱۳۲ - در مرثیه امام ناصر الدین ابراهیم باکوئی

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

از مرگ براهیم که علامهٔ دین بود

دردا که علامات کرامات نگون شد

تا تختهٔ خاک است حصارش فضلا را

سر تختهٔ خاک آمد و دل خانهٔ خون شد

گویند که سلطان مهین بر در گنجه است

در گنجه کنون بین که ز بغداد فزون شد

من گنجه نبینم که براهیم در او نیست

من مکه نخواهم که ازو کعبه برون شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جمال الدین باکوئی نوشته:

با سلام - خواهشمند است درباره ناصرالدین ابراهیم باکوئی اطلاعاتی در اختیار اینجانب قرار دهید .

کانال رسمی گنجور در تلگرام