گنجور

شمارهٔ ۱۱۳

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

مبر ای خواجه آب خاقانی

که زوال آب عمر تو ببرد

هرکه برگش دهد شکستن دل

بشکند شاخ عمر و بر نخورد

چون به نیکان کسی بد اندازد

بدش افتد چو نیک درنگرد

رگ چشم حیا کسی که برید

رگ جان بقاش اجل ببرد

بر عزیزان کسی که خواری کرد

زود گردد ذلیل و درگذرد

هرکه آرد به روی نیکان بد

هم نتیجهٔ بدیش پی سپرد

نامهٔ مصطفی درد پرویز

جامهٔ جان او پسر بدرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام