گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۳

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نماند اهل رنگی که من داشتم

برفت آب و سنگی که من داشتم

به بوی دل یار یک‌رنگ بود

به منزل درنگی که من داشتم

برد رنگ دیبا هوا لاجرم

هوا برد رنگی که من داشتم

خزان شد بهاری که من یافتم

کمان شد خدنگی که من داشتم

بجز با لب و چشم خوبان نبود

همه صلح و جنگی که من داشتم

چو شیر، آتشین چنگ و چست آمدم

پی هر پلنگی که من داشتم

کنون جز به تعویذ طفلان درون

نبینند چنگی که من داشتم

نه خاقانیم نام گم کن مرا

که شد نام و ننگی که من داشتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام