گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۸

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل بستهٔ زلف تو شد از من چه نویسد

جان ساکن فردوس شد از من چه نویسد

جانی که تو را یافت به قالب چه نشیند

مرغی که تو را شد ز نشیمن چه نویسد

سرمایه توئی، چون تو شدی، دل که و دین چه

چون روز بشد دیده ز روزن چه نویسد

آن دل که بماند از تو و وصل تو چه باشد

ساغر که شکست از می روشن چه نویسد

پیمود نیارم به نفس خرمن اندوه

با داغ تو پیمانه ز خرمن چه نویسد

گفتم که کشم پای به دامن در هیهات

پائی که به دام است ز دامن چه نویسد

من مست تو آنگه خرد این خود چه حدیث است

یا من ز خرد یا خرد از من چه نویسد

ای تر سخن چرب زبان ز آتش عشقت

من آب شدم آب ز روغن چه نویسد

نامه ننویسد به تو خاقانی و عذر است

کز تو به تو نتوان گله کردن، چه نویسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

در مورد «خرمن» و «داغ» در بیتِ
«پیمود نیارم به نفس خرمن اندوه
با داغ تو پیمانه ز خرمن چه نویسد»
این نوشته از دکتر محمذرضا ترکی را ببینید:
http://mr-torki.ganjoor.net/?p=1029

کانال رسمی گنجور در تلگرام