گنجور

شمارهٔ ۲۱۷ - در مذمت آب و هوای ری گوید

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قصاید
 

خاک سیاه بر سر آب و هوای ری

دور از مجاوران مکارم نمای ری

در خون نشسته‌ام که چرا خوش نشسته‌ام

این خواندگان خلد به دوزخ سرای ری

آن را که تن به اب و هوای ری آورند

دل آب و جان هوا شد از آب و هوای ری

ری نیک بد ولیک صدورش عظیم نیک

من شاکر صدور و شکایت فزای ری

نیک آمدم به ری، بد ری بین به جای من

ایکاش دانمی که چه کردم به جای ری

عقرب نهند طالع ری من ندانم آن

دانم که عقرب تن من شد لقای ری

سرد است زهر عقرب و از بخت من مرا

تب‌های گرم زاد ز زهر جفای ری

ای جان ری فدای تن پاک اصفهان

وی خاک اصفهان حسد توتیای ری

از خاص و عام ری همه انصاف دیده‌ام

جور من است ز آب و گل جان گزای ری

میر منند و صدر منند و پناه من

سادات ری، ائمهٔ ری، اتقیای ری

هم لطف و هم قبول و هم اکرام یافتم

ز احرار ری و افاضل ری و اولیای ری

از بس مکان که داده و تمکین که کرده‌اند

خشنودم از کیای ری و ازکیای ری

چون نیست رخصه سوی خراسان شدن مرا

هم باز پس شوم نکشم پس بلای ری

گر باز رفتنم سوی تبریز اجازت است

شکرانه گویم از کرم پادشای ری

ری در قفای جان من افتاد و من به جهد

جان می‌برم که تیغ اجل در قفای ری

دیدم سحرگهی ملک الموت را که پای

بی‌کفش می‌گریخت ز دست و بای ری

گفتم تو نیز؟ گفت چو ری دست برگشاد

بویحیی ضعیف چه باشد به پای ری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

غلامحسین مراقبی نوشته:

با درود به شما و همه آنانی که گنجور را یاریگرند و به پرباریش می افزایند.
مصراع دوم بیت دوم پایانی این چامه:
بی کفش می گریخت ز دست و بای ری
نیاز به ویرایش تایپی دارد، فاصله (و بای) زدوده شده (وبای) شود.
با سپاس

محسن نوشته:

ظاهرا در بیت دوم نشسته اند درست است

کانال رسمی گنجور در تلگرام