چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
که آهم صد نیستان شعله در جیب نفس ریزد
بود هر ذره ام گنجینهٔ راز سیه چشمی
پس از مردن غبار سرمه در کام جرس ریزد
زبس لبریز کلفت گشته ام از هجر رخساری
شمیم گل به رنگ گردم از بال نفس ریزد
غمت تنها نه از می می کند خون در دل مینا
که ساغر را به چشم از موج صهبا خار و خس ریزد
گرفتارم به بی رحمی که مانند جرس جویا
زهر چاکی غمش بر سینه ام طرح قفس ریزد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل عواطف شدیدی را که ناشی از عشق و جدایی است، به تصویر میکشد. او به شدت درگیر آتش عشق است و این احساسات عمیق، زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است. غم و اندوه ناشی از فاصله با معشوق به قدری طاقتفرساست که شاعر به تصویر کشیدگی و غم خود اشاره میکند و این احساسات را با نمادهایی چون شراب و گل بیان میکند. در نهایت، او خود را در دام بیرحمی عشق مییابد که همچون قفس، جانش را به زحمت و عذاب میکشاند.
هوش مصنوعی: عشق آن چنان در دل او شعلهور شده که وقتی نفس میکشد، انگار آوای درد و حسرتش به نغمهای تبدیل میشود و شعلههای آن عشق را در وجودش به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: هر ذره از وجودم مانند گنجینهای پر از راز است و چشمان سیاه من بعد از مرگ، غبار سرمه را در کام بید صدایی خواهد ریخت.
هوش مصنوعی: از شدت دلتنگی برای چهره محبوبم به شدت پر از احساس شدهام، طوری که عطر گل به رنگ من مینشیند و از نفسهایش بوی آن به مشامم میرسد.
هوش مصنوعی: غم تو تنها باعث نمیشود که می در دل مینا خون شود؛ بلکه ساغر به خاطر دیدن موج صهبا، خار و خس را به چشم میریزد.
هوش مصنوعی: من در دام بیرحمی گرفتار شدهام که مانند زنگ، صدا و نالهی زهرآگین غمش را بر سینهام میکوبد و حس حبس و اضطراب را به زندگیام میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.