چسبیده به هم گرچه لب از شهد نکاتت
دل خون شده بی گفت و شنود از حرکاتت
عمر ابدی در گروه کشتن نفس است
این کشته تواند شدن اکسیر حیاتت
ز آب در دندان تو هنگام تبسم
ترسم بگدازد لبک همچو نباتت
خوش باش! به دل داری اگر داغ غم عشق
زینت به سجل یافته منشور نجاتت
در عشق به انجام رسد کار تو جویا
چون شمع گر از جا نرود پای ثباتت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان جاذبههای عشق و اثرات آن بر روح و جسم میپردازد. او از احساس عمیق عشق و دلتنگی صحبت میکند که قلب را داغدار میکند، اما در عین حال، عشق را به عنوان راهی برای رسیدن به حیات حقیقی مطرح میکند. همچنین، از زیباییهای عشق و ماندگاری آن در قاب زمان یاد میکند و به این نکته اشاره دارد که ثابت قدم بودن در عشق میتواند به ثبات و آرامش منجر شود. در نهایت، شاعر به خود و دیگران توصیه میکند که از لذتهای عشق بهرهمند شوند و در مسیر آن ثابت قدم باشند.
هوش مصنوعی: هر چند که به یکدیگر نزدیکیم و از لطافت کلام تو لذت میبریم، اما دل ما به خاطر بیتوجّهی و سکوت تو به شدت آزرده است.
هوش مصنوعی: زندگی ابدی به از بین بردن خواستهها و نفسانیّت وابسته است و این کار میتواند سبب شود که تو به حقیقت حیات و عمق زندگی دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: از لبهای تو هنگام خنده، همانطور که آب در دندانهایت است، میترسم که همچون شکر ذوب شود.
هوش مصنوعی: خوشحال باش! اگر در دل خود داغ عشق را تحمل میکنی، این درد میتواند به عنوان نشانهای برای نجات تو باشد.
هوش مصنوعی: اگر در عشق به هدفتان برسید و ثابت قدم باشید، همچون شمعی خواهید درخشید که پا بر جا نماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.