هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
هر برگ که بینی کف افسوس بهار است
باد سحری بسکه بر او برگ گل افشاند
هر سرو به بستان دم طاووس بهار است
بگشا رخ و بر باده مده عرض چمن را
پرده به رخت پردهٔ ناموس بهار است
رنگین شده از بسکه ز عکس گل و سوسن
هر موج هوا شهپر طاووس بهار است
هر غنچه که گل گشته سراپا لب خواهش
جویا مگر آمادهٔ پابوس بهار است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ زیبایی و شکوه بهار است که با تصاویر سرسبز و گلهای رنگارنگ توصیف میشود. شاعر به تمثیلی از غنچهها و گلها اشاره میکند و میگوید که هر غنچهای مظهر امید و هر برگ برایش نماد افسوس است. بهار، با جلوههای زیبای طبیعت و عطر گلها، حالتی شگفتانگیز به دنیا میبخشد. شاعر از معشوق میخواهد تا پردهها را کنار بزند و خود را به نمایش بگذارد، چرا که زیبایی او همچون بهار درخشان است. در پایان، جویای تبریزی به پیوند عشق و زیبایی به نوعی دعوت میکند که در این شکوه طبیعت، شباهتی به صحنهای باشکوه دارد.
هوش مصنوعی: هر غنچهای در باغ چنان بهاری را انتظار دارد که ممکن است ناامیدش کند و هر برگی که مشاهده میکنی، نشان از حسرتی درباره آن بهار است.
هوش مصنوعی: در صبح زود، باد به قدری بر روی درختان گل و برگ میریزد که هر سرو در باغ به زیبایی و لطافت طاووس بهار میدرخشد.
هوش مصنوعی: بیشتر خودت را نشان بده و به جای پنهان کردن زیباییات، به باده و خوشی اجازه بده که خود را نمایان کند. زیبایی تو همانند پوششی است که بهار را از چمنها جدا میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و رنگهای گلها و سوسنها، هر نسیم بهاری مانند پرهای طاووس میدرخشد و رنگین شده است.
هوش مصنوعی: هر غنچهای که به گل تبدیل میشود، تمام وجودش در جستجوی محبت و خواستههاست، مگر اینکه برای استقبال از بهار آماده شده باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.