شاه لاهوت گذر خسرو ناسوت گذار
گشت چون بیکس و شد بر زبر اسب سوار
دخت و اخت وزن و فرزند و کنیزان نزار
ازحرم زد بدو چارش صف هشتاد و چهار
همه بر دوره او اشک فشان جمع شدند
بال و پر ریخته پروانه آن شمع شدند
در یمینش بگلو بوسه زنان خواهر او
در یسارش بسم اسب رخ دختر او
در جنوبش بفغان عصمت جان پرور او
در شمالش به جزع عترت بی یاور او
آن یکی گفت مرا برکه سپاری آخر
و آن دگر گفت که خود رای چه داری آخر
شه بصد جهد برون زد علم از عالم جسم
لیکن افتاد دل از عالم روحش بطلسم
دید زارواح رسل تا بملایک همه قسم
هردمش از پی نصرت همه خوانند باسم
گفت لاحول ولا قوه الا بالله
که چو از جسم جهم روح مرا بندد راه
ملک آب بگفت امرکن ای جان دوکون
تا من این فرقه کنم غرقه چو قوم فرعون
یا بنوش آب الا آب خضر را تو زعون
بلکه درآب خضر بی تو نه رنگ است و نه لون
گفت با خالق آب این همه از آب مناز
ایملک خویش مکش پیش مران بیش متاز
ملک آتش گفت ایکه تو آن مظهر بیم
که خورد آب زجوی سخطت نار جحیم
رخصتی تا که زنم شعله برین جیش لئیم
که مرا بردن فرمان تو فخریست عظیم
گفت هان ای ملک نار عبث تند مشو
یا به تسلیم بمان یا که بتعظیم برو
ملک باد بگفت اذن ده ای لجه جود
تا بر انداز مشان نام زاقلیم وجود
خود شوند ارهمه چون طایفه عاد و ثمود
از دمی بر گسلانم من از آنجمله عقود
گفت مفریب مرا ای ملک از ملک سپنج
قصه از عاد مکن داد مزن باد مسنج
ملک خاک که در مغز بسی بودش شور
گفت ای صد چو سلیمان بحضور تو چو مور
عجز من بین و اجازت ده و برتاب ستور
تا چو قارون همه را زنده نمایم درگور
گفت نه باد ز سرای ملک خیره سرای
آتش انگیز مشو خاک مخور اب مسای
چون ملکهای عناصر باسف بازشدند
عرشیا جمله سوی فرش بپرواز شدند
نی زحق یاوریش را همه ممتازشدند
جان بکف برزده صف همدم و همراز شدند
تا بکوبند بلاد همه چون امت لوط
یا نمایند نگین آنچه زمهر است شروط
خواست تا بر رخشان صیحه زند جبرائیل
جست تا ازکفشات رزق ستد میکائیل
رفت تا بر سرشان صور دمد اسرافیل
تاخت تا از تنشان روح برد عزرائیل
شاه از عشق به حق باز نپرداخت بکس
که بدی یاری او عاطفت باری و بس
شد بمیدان و محاسن بکف دست نهاد
گفت ای قوم اگرم باز ندانید نژاد
منم آنکس که نبی بوسه بلبهایم داد
این سخن را همه بشنیده و دارید بیاد
هست آیا زشما کس که کند یاری من
یا نخواهد ز پس عزت من خواری من
عوض یاری او سنگ زدندش بجبین
خون پیشانی او رفت بگردون ز زمین
هرکماندار زدش تیر به پیکر زکمین
هر ستمکار زدش نیزه به پهلو ازکین
ناگهان خصم زدش تیغ بدانسان برفرق
که شد از ضربه وی برنس او در خون غرق
آمد از زخم فزون از بر اسب بزیر
جسمش از نیزه چو در بیشه نهان گردد شیر
بیمناکان پی خون ریختنش گشته دلیر
برق شمشیر همی تافت ببرق شمشیر
سرش از تن ببریدند و بلرزید فلک
جان جیحون زغمش عیش ربا شد زملک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاه لاهوت (عالم غیب) در حال تردد در دنیای ناسوت (دنیای مادی) به تصویر کشیده شده است. او بر اسبی سوار است و اطرافش جمعی از نزدیکان و یارانش حضور دارند که برای حمایت از او گریه میکنند. در میان این جمع، خواهر و دختر او نیز هستند و هر یک از یارانش خواستهای دارند.
شاه با وجود تلاشش برای خارج شدن از قید جسم و اوضاع سختی که در آن قرار دارد، به کمکی از ملائک و عناصر نیاز دارد. در این بین، ملائک به او پیشنهاداتی میدهند، اما شاه با عظمت و قاطعیت از تلاش برای برقراری ارتباط با عالم غیب دست نمیکشد.
سرانجام، در حالی که او در میدان جنگ قرار دارد و از سوی دشمنان مورد حمله قرار میگیرد، او را به شدت مجروح کرده و سرش را از تن جدا میکنند. کار او به شدت به عواطف و احساسات دیگران تاثیر میگذارد و گویا جیحون (رودخانه) نیز از غم او به درد آمده و متاثر میشود.
این شعر نمایانگر نبردهای روحانی و جسمانی عاشق حق و همچنین فداکاری و قربانی شدن او برای آرمانهایش است.
هوش مصنوعی: پادشاهی که از عالم الهی عبور کرده، به دنیای مادی و انسانی پا گذاشت و همچون فردی تنها و بیکس، سوار بر اسب شد.
هوش مصنوعی: دختر و خواهر و فرزندان و کنیزانی که در حرم بودند، برای او تعداد هشتاد و چهار صف تشکیل دادند.
هوش مصنوعی: همه جمع شدند و به خاطر او گریه کردند، مانند پروانهای که بال و پرش را به خاطر آن شمع از دست داده است.
هوش مصنوعی: در سمت راست او، خواهرش با بوسههای محبتآمیز حضور دارد و در سمت چپش، اسب زیبا با چهره دخترش در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: در سمت جنوب، صدای ناله و فریاد به خاطر عصمت و پاکی وجود او به گوش میرسد و در شمال، جز پیکره او که از نسل اوست و بدون کمک و پشتیبانی مانده، چیزی نیست.
هوش مصنوعی: یکی گفت: آیا میتوانی مرا به حال خود بگذاری و به من خیانت کنی؟ دیگری پرسید که تو چه نظری داری و چرا باید دلسرد شوی؟
هوش مصنوعی: پادشاه با تلاش بسیار علم و دانش را از دنیای مادی به دست آورد، اما دل او به دلیل جادو یا طلسم از دنیای معنوی جدا شد.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که تمام موجودات، از جمله ارواح پیامبران و فرشتگان، به صورت مداوم و بیوقفه برای یاری و نصرت یکدیگر دعا میکنند و نام خدا را در این مسیر میبرند. یعنی همه در تلاشند که به یکدیگر کمک کنند و از قدرت الهی یاری بجویند.
هوش مصنوعی: گفت که هیچ قدرت و نیرویی جز به کمک خداوند نیست، زیرا وقتی که روح من از بدن جدا شود، هیچ راهی برای من وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ملک آب به جان دوکون میگوید: دستور بده تا من این گروه را غرق کنم، همانطور که قوم فرعون را غرق کردم.
هوش مصنوعی: تو میتوانی آب بنوشی، اما آب خضر را ننوش. زیرا بدون تو، در آب خضر نه رنگی وجود دارد و نه جلوهای.
هوش مصنوعی: با خالق آب صحبت نکن و از او طلب نکن. مالکیت خود را فراموش نکن و هرگز به او حمله نکن.
هوش مصنوعی: فرشته آتش گفت: ای آن که نماد ترس هستی، تو که از جوی عصبانیتت، آتش جهنم را میخوری.
هوش مصنوعی: اجازهای میخواهم تا به این آتش بیفزايم، زیرا این کار در دستور تو برای من افتخاری بزرگ است.
هوش مصنوعی: شخصی به ملک نار (آتش) میگوید که بیدلیل و بهسرعت عمل نکن، بلکه یا تسلیم باش یا با احترام و ارادت برو.
هوش مصنوعی: ملک باد گفت: ای دریا، اجازه بده تا نام زاغ را از سرزمین وجود پاک کنم.
هوش مصنوعی: اگر همه مانند قوم عاد و ثمود شوند، من به خاطر یک لحظه از آنها جدا میشوم و ارتباطم با آنها قطع خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای ملک، مرا فریب نده و از داستان قوم عاد سخن مگوی. نکن که به من آسیب برسانی و داد و فریاد نکن که موجب نگرانی شود.
هوش مصنوعی: در اینجا، تصویری فراگیر از قدرت و عظمت الهی و انسانی ارائه شده است. شاعر به یک ملک خاکی اشاره میکند که از درونش شور و هیجان بسیاری وجود دارد. او با مقایسه خود به سلیمان که پادشاهی بزرگ و با شکوه بود، از خود تواضع نشان میدهد و خود را در برابر خداوند کوچک و ناچیز میداند، همانند موری که نسبت به سلیمان عظیم است. این بیانگر حس احترام و خضوع در برابر قدرتهای بالای الهی است.
هوش مصنوعی: من ناتوانیم را ببین و اجازهام بده، تا ناتوانیام را تحمل کنی. تا زمانی که مثل قارون، همه را از خاک زنده کنم.
هوش مصنوعی: نکن به خودت اجازه بدهی که با وسوسهها و مشکلات زندگی دچار سردرگمی شوی. از نیرنگها و فتنههایی که تو را به بیراهه میبرند، دوری کن و نسبت به آنها هوشیار باش.
هوش مصنوعی: زمانی که ملکهای عناصر آزاد شدند، همهٔ فرشتگان به سمت زمین پرواز کردند.
هوش مصنوعی: نی به کمک حق، همه از هم متمایز شدند و جان بر کف، در صف ایستادند و دوستان و همرازان یکدیگر شدند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ممکن است سرزمینها و کشورهای مختلف را مانند ملت لوط، که مورد عذاب الهی قرار گرفتند، ویران کنند. یا ممکن است آنچه در دل دارند و به عنوان معایب و ناپسندها وجود دارد، به نمایش بگذارند.
هوش مصنوعی: خواست تا فرشته جبرائیل بر چهره آنها فریاد زند، اما میکائیل تلاش کرد تا روزی آنها را از دستشان برباید.
هوش مصنوعی: رفت تا روز قیامت فرا برسد و فرشته اسرافیل با صورش دمیده و روحها از بدنها جدا شود. عزرائیل، فرشته مرگ، خواهد آمد تا جان مردم را بگیرد.
هوش مصنوعی: پادشاه به خاطر عشق به حق از مسئولیتها و وظایف خود غافل نشد، زیرا که عشق و محبت او به خداوند بسیار عمیق و فراوان بود.
هوش مصنوعی: به میدان آمد و با دست خود محاسن را گرفت و گفت: ای مردم، اگر هنوز ندانید که نژاد من چیست، با من صحبت کنید.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که پیامبر بر لبانم بوسه زد، این جمله را همه شنیدهاند و به یاد دارند.
هوش مصنوعی: آیا کسی از شما هست که به من کمک کند یا نخواهد در ازای جایگاه و شان من موجب خفت و تحقیر من شود؟
هوش مصنوعی: به جای حمایت از او، به او ضربه زدند و خون پیشانیاش به آسمان پرتاب شد و از زمین جاری گردید.
هوش مصنوعی: هر کمانداری از دور به او تیر زد و هر ستمکاری هم با نیزه به پهلویش حمله کرد.
هوش مصنوعی: ناگهان دشمن با شمشیر به او ضربهای زد که سرش به شدت آسیب دید و به خاطر این ضربه، او در خون خود غوطهور شد.
هوش مصنوعی: زخمی به زمین افتاده است و بر اثر آن، روحش از بدنش جدا میشود. مانند شیری که در جنگل پنهان میشود، او نیز در موقعیتی دشوار قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: ترسویان به خاطر خونریزی دلیر شدهاند و مانند برق، تیغ شمشیر درخشیده و تابناک است.
هوش مصنوعی: سر او را از بدن جدا کردند و آسمان به لرزه درآمد. روح جیحون به خاطر غم او به عیش و شادمانی رو آورد و از سرزمین خود جدا شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.