شیخ محرم شو وز آن مغبچه پیمانه بزن
سخن از حور مگو ساغر مردانه بزن
ای بت سیمبدن چشم مپوش از دل من
گنجی از سیمی و خرگاه به ویرانه بزن
گر پریشانی جمعیت ما میطلبی
جان من درشکن زلف دوتا شانه بزن
چون ز صورت سوی معنی بتوان بردن پی
زاهد از صومعه چندی در بتخانه بزن
گر ترا در حرم سینه سزد مهر نگار
دست بر سینهٔ هر محرم و بیگانه بزن
خواهی ار حضرت جیحون سخنت جان بخشد
مثل از بوسهٔ لعل لب جانانه بزن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به شادی و عشق و زندگی میپردازد. شاعر از شیخ محرم میخواهد که به جای غم و اندوه به میگساری و لذت از زندگی بپردازد و به زیباییهای عشق و دلباختگی توجه کند. همچنین او تأکید دارد که نباید از جذابیتهای دنیا غافل شد و باید از زلف و زیباییهای معشوق لذت برد. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق و وابستگی به محبوب میپردازد و به بیان ضرورت زندگی خوشایند و پر از عشق دعوت میکند.
هوش مصنوعی: به جمعی از اهل معرفت و حقیقت بپیوند و از لذتهای دنیا دوری کن. دربارهی زنان بهشتی صحبت نکن و به جای آن، از شراب واقعی و باطنی بنوش.
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، با چشمان زیبا و درخشانت از دل من غافل نشو، چرا که من گنجی از عشق تو دارم و میخواهم به ویرانهی دل خود، جانی تازه ببخشی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی جمعیت ما را به هم بریزی، میتوانی زلفهای من را با دو دستت شانه بزنی و دل مرا بشکنی.
هوش مصنوعی: اگر انسان بتواند از ظواهر ظاهری به عمق معانی روحانی و باطنی برسد، پس بهتر است که زاهدی که تنها درِ صومعه را میزند، کمی هم به یاد بتخانه و زیباییهای آن برود.
هوش مصنوعی: اگر در حرم دل خود عشق محبوب جا گرفته است، میتوانی با جسارت و شجاعت به سینهٔ هر کسی، چه محرم و چه بیگانه، بزند و ابراز احساسات کنی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی صحبتهایت همانطور که جیحون جان میدهد، جان پیدا کند، باید مثل بوسهای که بر لبهای معشوق میزنند، آن را بیان کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.