بی لعل تو دل درون سینه
خون است چو می در آبگینه
غمهای تو برد صبرم از دل
تاراج سپاه شد خزینه
مرغ دل من ز روی و خالت
از خرمن ماه چید چینه
سر زد ز دلم گیاه مهرت
آن را مدرو به داس کینه
شو ساقی دیگران که امروز
من بیخودم از شراب دینه
جامی که بود سواد کلکش
بر شاهد نظم عنبرینه
هر چند بود سفینه در بحر
شعرش بحریست در سفینه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و درد و رنج ناشی از جدایی میپردازد. در آغاز، شاعر از دل شکستهاش و احساسات عمیقش نسبت به معشوق سخن میگوید و از غمها و اضطرابهایی که او را درون سینهاش میکشد، صحبت میکند. او به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند که مانند ماهی در آسمان است و یادآور آن میشود که عشقش مثل گیاهی در دل او رشد کرده است. همچنین به حسی از بیخودی و مستی ناشی از عشق و شراب اشاره میکند. در نهایت، شاعر به قدرت شعر و هنر اشاره میکند و آن را همچون دریا و سفینهای میداند که وجودش را غنی و پربار میسازد.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر نبودن تو پر از غم و درد است، مانند نوشیدنی شراب که در ظرف شیشهای به زیبایی خودنمایی میکند.
هوش مصنوعی: غمهای تو باعث شد تا صبرم از دست برود، و دل من به مانند گنجینهای است که در حملهها و غارتها به تاراج رفته است.
هوش مصنوعی: پرنده دل من به خاطر زیبایی و چهرهات، مانند کشتزار ماه را چیده و با خوشحالی در چینهای از آن نشسته است.
هوش مصنوعی: از دل من، گل محبت تو بیرون آمد، اما با داس کینهات آن را درو کردی.
هوش مصنوعی: ای ساقی، به دیگران بپرداز و به من توجهی نکن، چون امروز به خاطر شراب حالت غیرعادی دارم و در حالتی هستم که نمیتوانم به خودم بیایم.
هوش مصنوعی: جامی که رنگ و بوی خاصی دارد و نقشهای زیبایش بر روی آن دیده میشود، شبیه به زیباییهایی است که در نظم و شعر وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه شعر او مانند یک کشتی در دریا است، اما خود دریا هم در آن کشتی نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پر کن صنما هلاقنینه
زان آب حیات راستینه
زان می که چو از خم سفالین
تحویل کند در آبگینه
حاجی به شعاع او به شب در
[...]
آن کن که کلید آن خزینه
پولاد بود نه آبگینه
ای آرزوی هزار سینه
وندر دل تو هزار کینه
هستم ز برت که هست پیدا
در جامه چو می در آبگینه
هر قطره خون ز چشم من هست
[...]
ای تاج سر همه افاضل
ای لطف تو روح را سکینه
هستت ملکی ملک صفاتی
در طبع عدوت جز سگی نه
ای قبله مقبلان در تو
[...]
از کین کسان چو شست سینه
با او دگری نجست کینه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.