از صومعه آن به که به میخانه بری پی
جاوید نهی پشت فراغت به خم می
پوشیده قدح نوشی و هرگز نخروشی
کز کی بود آیین قدحنوشی و تاکی
اینجا نبود ازکی و تا کی قدح آشام
چندان که شود اول و آخر ز میان طی
یک لحظه فروداشت کن ای مطرب مجلس
کز دایره ام برد برون زمزمه نی
هر نغمه ات از نی که رود سوی عدم باز
بیم است که جانم برود در عقب وی
از چله کجا گرم شودصوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی
گر زنده دلی رو به در میکده جامی
چون بهر صبوحی شنوی نعره یا حی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی دو نوع زندگی میپردازد: زندگی در صومعه و زندگی در میخانه. شاعر از شخصی دعوت میکند که به میخانه برود و از لذتهای زندگی بهرهمند شود. او به فراغت و نوشیدن شراب اشاره میکند و از بیمعنی بودن محدودیتها در زندگی میگوید. او همچنین نگران است که لذتهای زندگی را از دست بدهد و به یادآوری میپردازد که باید از لحظات زندگی بهره برد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و زندگی باید با شادابی و نشاط همراه باشد، و به زندگی پرجنبوجوش و پرمعنا در میخانه دعوت میکند.
هوش مصنوعی: بهتر است که به جای رفتن به صومعه و گناه نکردن، به میخانه بروی و از لذتهای زندگی بهرهمند شوی. نگرانی را کنار بگذار و از خوشیهای دنیا، مثل نوشیدن شراب، لذت ببر.
هوش مصنوعی: شراب را در جامی مخفی کردهای و هرگز آن را نریختهای، زیرا این سنت نوشیدن شراب از که گرفته شده و تا کی ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از نوشیدن شراب است، به گونهای که در ابتدا و انتهای آن هیچ تفاوتی وجود نداشته باشد. به عبارتی، نوشیدنی را به قدری consumed کن که مرز بین آغاز و پایان آن از بین برود و شور و حال خاصی ایجاد کند.
هوش مصنوعی: ای مطرب مجلس، یک لحظه به من توجه کن، چرا که صدای نیات مرا از دایره زندگیام خارج کرده است.
هوش مصنوعی: هر صدای تو مانند نغمهای از نی است که به سوی نیستی میرود. من نگران این هستم که جانم در پی آن صدا برود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که صوفی نمیتواند از چلهی سرد خود به گرمی برسد؛ چون حالت او حتی از روزهای سرد گذشته نیز سنگینتر و سردتر است. به عبارت دیگر، درونیات و احساسات او به قدری سرد است که هیچ چیز نمیتواند او را به سمت گرمی و روحانیت نزدیک کند.
هوش مصنوعی: اگر دل زندهای داری، به سمت میکده برو و جامی بخور، چون وقتی صبح را میشنوی، صدای "یا حی" را هم خواهی شنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون آب ز بالا بگراید سوی پستی
وز پست چو آتش بگراید سوی بالا
علم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی
ما را ز نه چیزی برسانید به چیزی
ما کبک دری بوده گریزیده ز کبکی
او کرده دل ما چو دل باز گریزی
تا ما ز پی تنقیت و تقویت او
[...]
اذا ما خلوت الدّهر یوما فلا تقل
خلوت و لکن قل علیّ رقیب
یک دم زدن از حال تو غافل نیم ای دوست
صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی
زان باده که با بوی گل و گونۀ لعلست
قفل دَرِ گُرمست و کلید درِشادی
ای یافته از روی تو و رای تو دنیا
حسنی و جمالی و شکوهی و بهایی
از فهم تو و فکرت تو بر فلک طبع
نوری و شعاعی و فروغی و ضیایی
احوال مرا نزد تو دانی که نباشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.