آید به برم چون تو نگاری نه و هرگز
تازد به سرم چون تو سواری نه و هرگز
عمری پی یک بوسه اگر رو به تو آرم
هرگز گذرد بر لبت آری نه و هرگز
کارم چه بود عشق تو و باز غم دل
کاری به ازین دانم و باری نه و هرگز
موییست میان و سر موی است دهانت
بوسی بود امکان و کناری نه و هرگز
تار سر زلف تو دراز است کسی دید
زینسان به درازی شب تاری نه و هرگز
از نرگس مخمور تو درعین خماریم
لعل تو کند دفع خماری نه و هرگز
گر خاک شود جامی دلخسته نشیند
زین بر دل پاک تو غباری نه و هرگز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و longing (دلتنگی) پرداخته و احساسات عمیق عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر به محبوبش میگوید که او را همچون نگاری در کنار خود نمیبیند و به رغم هر تلاشی، نمیتواند بوسهای از لب او بگیرد. او بیان میکند که عشقش پر از غم و اندوه است و هیچ چیزی نمیتواند آن را تغییر دهد. همچنین، شاعر اشاره میکند که شالودهی عشقش همانند گیسوی محبوبش بلند و پیچیده است و او به خاطر زیبایی محبوب، در حال خماری و نشئگی است. در نهایت، عزت و پاکی دل محبوبش را بزرگتر از هر غباری میبیند.
هوش مصنوعی: میآید به آغوشم، اما تو مانند کسی نیستی که محبوب باشد و هرگز به سراغ من نخواهی آمد، مانند کسی که سوار بر اسب باشد و هرگز نتوانی چنین کسی را ملاقات کنم.
هوش مصنوعی: اگر عمری را صرف کنم که برای یک بوسه به تو روی بیاورم، هرگز نخواهم توانست بر لبان تو بوسهای بزنم و این زمان هرگز نخواهد گذشت.
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این صورت است که من برای چه کاری به عشق تو مشغول هستم؟ غم دل من به این دردسر میارزد و من هیچ کار دیگری نمیدانم که در این وضعیت بهتر از این باشد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به زیبایی و جذابیت است. وجود موهایی در کنار چهره به زیبایی میافزاید و بوسه از دهان هم به نوعی دلبستگی و نزدیکی را نشان میدهد. ارتباط نزدیک و دلنشین بین دو نفر را به تصویر میکشد و هرگز نمیتواند بدون این زیباییها و این احساسات باشد.
هوش مصنوعی: موهای گیسوی تو خیلی بلند است، کسی او را به این بلندی شبیه تاریکی شب ندیده و هرگز نخواهد دید.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و مست تو باعث شدهاند که من در حالت خماری و بیحالی به سر ببرم، اما لبههای لب تو به قدری شیرین و دلنشین است که این حالت را از من دور میکند و هیچگاه نمیگذارد که به طور کامل از آن حالت رنج ببرم.
هوش مصنوعی: اگر جامی خاکی شود، دلخستهای بر دل پاک تو نشیند، سپس هیچ غباری بر آن نخواهد ماند و هرگز نمیتازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز
روزم سیه است از غم هجران بود آیا
چون روز سیاهم شب تاری نه و هرگز
در بادیهٔ عشق و ره شوق رساند
[...]
بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز
دل برده ز تو لاله عذاری نه و هرگز
تا زلف تو شد دام به دام تو فتاده
لاغرتر از این صید شکاری نه و هرگز
با آنکه به راهش سر من خاک شد آن شوخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.