هر شیشه می با تو چو در محفلم افتد
بینم لبت آن شیشه ز طاق دلم افتد
خواهم سر خود را به سر راه تو منزل
باشد که تو را راه به سرمنزلم افتد
چون تیغ به قتلم کشی آن دم دیت من
این بس که نگاهی به رخ قاتلم افتد
ای وقت صبا خوش که به یکدم بگشاید
گر در شکن زلف تو صد مشکلم افتد
حادی مفروز آتش من گو که مبادا
از سینه زند شعله و در محملم افتد
گردد علم رحمت جاوید پس از مرگ
گر سایه سرو تو بر آب و گلم افتد
من جامیم آن بحر معانی که گه موج
صد گوهر سیراب به هر ساحلم افتد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و وابستگی شاعر به معشوقش است. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویری زیبا، از تأثیر حضور معشوق بر قلب و روح خود سخن میگوید. او در هر بیت، longing (اشتیاق) و احساساتش را به نحوی متفاوت و با تصاویر زندهای همچون شیشه، تیغ و موج دریا ابراز میکند. در نهایت، شاعر به جستجوی وصل با معشوق و تأثیرات مثبت و زیبای او بر زندگیاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هر بار که در جمعی با تو هستم، وقتی نگاه میکنم، لبهایت را همچون شیشهای میبینم که به قلبم نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: میخواهم سر خودم را در مسیر تو قرار دهم تا تو بتوانی به هدف و مقصودم برسید.
هوش مصنوعی: زمانی که با تیغ به جانم میزنی، همین یک لحظه برای من کافی است که نگاهی به چهرهات بیندازم.
هوش مصنوعی: ای نسیم صبح خوش، خوشا به حال تو که اگر فقط برای یک لحظه زلف پیچیدهات را باز کنی، همه مشکلاتم برطرف خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای راهنمای من، مواظب باش که آتش درونم شعلهور نشود و به محفظهام نرسد.
هوش مصنوعی: علم و دانش همیشه میتواند مانند رحمت و برکت باشد و پس از مرگ نیز باقی بماند، به شرطی که یاد و نام خوب کسی مانند تو، همچنان بر زندگی و محیط اطراف تاثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: من مانند جامی هستم که از دریای معانی پر شدهام و گاه به گاه، امواجی از صدها گوهر به هر کجا که میرسم، سرازیر میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.