گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

ای بر سر حرف این و آن نازده خط

پندار دویی دلیل بعدست بخط

در جملهٔ کاینات بی سهو و غلط

یک عین فحسب دان و یک ذات فقط

اوحدالدین کرمانی

در دایرهٔ وجود بی سهو و سقط

دلها زتو دور نیست چو نقطه زخط

بر مرکز عهد اول از خطّ ازل

جانها همه دایره است و عشق تو نقط

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
نسیمی

ای مانده تو بر کنار جویای وسط

تا چند چو نقطه دور گردی از خط

در می طلبی به قعر دریا (می) شو

سرگشته مباش بر سر آب چو بط

مشتاق اصفهانی

ای رهرو نادان که روانی چون شط

گیرم نروی برون چو از مسطر خط

چون نیست ز دانش چه صواب و چه خطا

نبود چو ز بینش چه درست و چه غلط

حزین لاهیجی

پنهان به سیه خانهٔ حرف است نقط

با آنکه ز نقطه شد پدید آن همه خط

یک نقطهٔ توحید درین دایره هاست

گر مردمک دیده نیفتد به غلط

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه