جاحظ گوید: هرگز خود را چنان خجل ندیدم که روزی مرا زنی بگرفت و به در دکان استاد ریخته گر برد که همچنین من متحیر شدم که آن چه بود؟ از آن استاد پرسیدم گفت: مرا فرموده بود که تمثالی بر صورت شیطان برای من بساز گفتم: نمی دانم که بر چه شکل می باید ساخت تو را آورد که بدین شکل!
بوالعجب روی و گونه ای داری
کس بدین روی و گونه نتوان کرد
بهر تصویر صورت شیطان
جز رخت را نمونه نتوان کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: جاحظ در این روایت به تجربهای خندهآور و خجلتآور اشاره میکند که روزی زنی او را به در دکان یک استاد ریختهگر میبرد. استاد به او میگوید که باید تمثالی از شیطان بسازد، اما جاحظ از این که شکل شیطان را نمیداند، متحیر میشود. او تصویر شیطان را با توصیف زن به زبان میآورد که نمیتوان صورت دیگری به جز خود او را به عنوان نمونهای از شیطان تصور کرد. این روایت به نوعی به زیبایی و ویژگیهای ظاهری زن اشاره دارد و نشاندهنده عدم توانایی جاحظ در تصور شکل شیطان است.
هوش مصنوعی: جاحظ میگوید: هیچگاه به اندازهای که در آن روز خجالتزده شدم، خجالتزده نشده بودم. زنی مرا گرفت و به دکان یک استاد ریختهگر برد. آنجا به شدت متحیر شدم و از استاد پرسیدم که چه اتفاقی افتاده است. استاد به من گفت که یکی از افراد از او خواسته بود که تمثالی به شکل شیطان برای او بسازد و من نیز ندانستم که باید آن را به چه شکلی بسازم و به همین خاطر آن زن مرا به آنجا آورد.
هوش مصنوعی: واقعاً چهره و چهرهای داری که هیچکس نمیتواند به این زیبایی داشته باشد.
هوش مصنوعی: برای نشان دادن چهره شیطان، هیچ الگویی جز خود او وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.