گنجور

بخش ۷ - مناجات در طلب وصول به شهود

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای پر از فیض وجود تو جهان!

غرق نور تو چه پیدا چه نهان!

مایه‌ی صورت و معنی همه تو

با همه، بی‌همه، تو، ای همه تو!

بی‌نصیب از تو نه چندست و نه چون

خالی از تو نه درون و نه برون

متحد اولی و آخری‌ات

متفق باطنی و ظاهری‌ات

کرده‌ای در همه اضداد ظهور

هیچ ضد نیست ز نزدیک تو دور

جامی از هستی خود پاک شده

در ره فقر و فنا خاک شده

در بقای تو فنا می‌خواهد

وز فنا در تو بقا می‌خواهد

از خود و کار خودش فانی دار!

و آن فنا را به وی ارزانی دار!

چون فنا شد به بقایش برسان!

بر سر صدر صفایش بنشان!

کن به صافی صفتان رهبری‌اش!

متصف ساز به صوفی گری‌اش!



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.