گنجور

بخش ۲۱ - حکایت پیر خارکش

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

خارکش پیری با دلق درشت

پشته‌ای خار همی برد به پشت

لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت

هر قدم دانهٔ شکری می‌کاشت

کای فرازندهٔ این چرخ بلند!

وی نوازندهٔ دل‌های نژند!

کنم از جیب نظر تا دامن

چه عزیزی که نکردی با من

در دولت به رخم بگشادی

تاج عزت به سرم بنهادی

حد من نیست ثنایت گفتن

گوهر شکر عطایت سفتن

نوجوانی به جوانی مغرور

رخش پندار همی‌راند ز دور

آمد آن شکرگزاری‌ش به گوش

گفت کای پیر خرف گشته، خموش!

خار بر پشت، زنی زین سان گام

دولتت چیست، عزیزی‌ت کدام؟

عمر در خارکشی باخته‌ای

عزت از خواری نشناخته‌ای

پیر گفتا که: «چه عزت زین به

که نی‌ام بر در تو بالین نه؟

کای فلان! چاشت بده یا شام‌ام

نان و آبی (که) خورم و آشامم

شکر گویم که مرا خوار نساخت

به خسی چون تو گرفتار نساخت

به ره حرص شتابنده نکرد

بر در شاه و گدا بنده نکرد

داد با اینهمه افتادگی‌ام

عز آزادی و آزادگی‌ام»

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصوره بصیرپور نوشته:

سلام.
در بیت دوازدهم، قافیه ی مصرع اول، شامم است.
در ضمن یادم است که این شعر حدود سال ۷۲ که در کتب درسی دوره راهنمایی بود با واژه «گوژپشتی » با دلق درشت ، شروع می شد. البته من نسخه ای ندارم که مبنا باشد، تنها بر اساس حافظه ام می گویم.با تشکر

اکبرزارعی نوشته:

کلمه خارکش کاملا صحیح واصل شعر است من ۸۰درصدشعر رااز همان سالها حفظم وهمیشه تکرار میکنم مدتهابود دنبال متن کاملش بودم

مجید نوشته:

اون (که) کاملا اضافه است.داره میگه که نمیگویم فلانی غذا (ی جوری منظور لذیذ و پر ملات بودن دارد)بهم بده چونکه من به همین نون و آبی که میخورم قانعم

مهدی نوشته:

من این شعرراخیلی دوست داشتم ودارم من درحدود۵سال دنبال این شعرمی گشتم

سارا نوشته:

سلام شاید هر روز دو سه بار به یاد سه بیت اول شعر می افتادم و زمزمه اش میکردم واقعاً پر معناست و زیبا. با تشکر

فرزاد نوشته:

با سلام وخسته نباشید.باید به عرض شما برسانم من سالها بود به دنبال این شعر بودم به دلیل اینکه فامیل من خارکش بوده وپدر بزرگم واجدادم از قدیم شغلشان این بوده.باتشکر فراوان

زهرا نوشته:

در کتاب سال هشتم همه ابیات هست جز بیت ۱۴ اصلا نمیدانم چرا کتاب های درسی این شکلیه؟

علیرضا نوشته:

سلام،من عاشق این شعر هستم.خیلی وقته دنبال این شعر بودم.فقط خواستم خدا قوتی بگم و تشکر کنم.ممنون

kami نوشته:

عجیب هستش که من از تمامی دروس فقط همین یک شعر رو از بر هستم تا الان.. نمیدونم شاید خیلی قشنگ و کوبنده است کلام شاعر

امیر نوشته:

باسلام.بیت دهم از این شعر جابجا شده لطفا دقت کنید

عباس یعقوب زاده نوشته:

با سلام و تشکر از اهتمام شما به خاطر این شعر بسیار ارزنده و پر مغز، در پاسخ به حاشیه ی خانم بصیرپور که اصطلاح«گوژپشت» رو به یاد داشتند، باید متذکر بشم که اون رمان «گوژپشت نوتردام» نوشته ی ویکتور هوگو هستش. اما در این شعر تا جایی که یادمه همون «خارکش» درست بوده و هست.

حنیفه نژاد نوشته:

وزن بیشتر ابیات « فاعلاتن فعلاتن فعلن » هست که با توجه به اختیار شاعری می تواند فعلاتن فعلاتن فعلاتن هم بیاورد .
در بیت دوازدهم ( که ) را که میان دو پارانتر آورده در اصل نمی تواند باشد چون موجب تولید کلمه ای می شود که اصلا گوشنوز نیست ( واشامم)

حنیفه نژاد نوشته:

کنم از جیب نظر تا دامن
در این مصرع کلمه « جیب » بهتر است با تداول فارسی آن یعنی به کسر « ج» خوانده شود

فرهاد زائرپور نوشته:

“که” در بیت دوازده ناصحیح نیست زیرا “و” میتواند در “آشامم” تلفیق شود. خوانده میشود، “نا‌ن و آبی‌ که خورم، واشامم.”

غلامحسین مراقبی نوشته:

درود و سپاس
پارۀ دوم بیت دوازده: «نان و آبی (که) خورم و آشامم»، افزودگی دارد و درست آن زدودن (که)است:
نان و آبی خورم و آشامم

...... نوشته:

خب اون که ایی که میگید شما خودش تو پرانتز گذاشته ولی اشامم یعنی سیر میشم نه قانع ام معنی سیر میشم داره

...... نوشته:

اشامم یعنی سیر ام مبگه یه نون و ابی هم بخورم سبر میشم به معنای قانع بودن نیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام