بخش ۵ - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره
ای علم هستی ما با تو پست
نیست به خود هست به تو هر چه هست
ذات تو هم هستی و هم هست کن
هست کن عالم نوی و کهن
هست تویی هستی مطلق تویی
هست که هستی بود الحق تویی
هر چه نه هستی به سرای مجاز
باشدش البته به هستی نیاز
آنچه نه محتاج به کس هستی است
بر همه کس زانش زبردستی است
نام و نشانت نه و دامن کشان
می گذری بر همه نام و نشان
پست و بلند از کرمت بهره مند
با تو یکی نسبت پست و بلند
با همه چون جان به تن آمیزناک
پاک ز آلایش ناپاک و پاک
چشم مشبه ز جمال تو کور
عقل منزه ز کمال تو دور
ناقه تنزیه چو تنها فتاد
پای ز معموره به صحرا نهاد
حادی تشبیه چو محمل براند
رفت به معموره و در گل بماند
ای ز تو معموره و صحرا همه
بود تو هم بی همه هم با همه
در تو نیند این دو صفت جز به هم
چون ننمایند تجاوز به هم
هست ز تنزیه تو تشبیه تو
نیست جز این غایت تنزیه تو
نور بسیطی و غباریت نی
بحر محیطی و کناریت نی
نیست کناریت ولی صد هزار
گوهرت از موج فتد بر کنار
موج تو بود آن که شدی جلوه گر
در خود و بر خود به هزاران صور
در تتق ذات تو هر سر که بود
روی در آیینه علمت نمود
صورتشان عکس نما شد ز ذات
ذات ز تکرار صور شد ذوات
انجمن جمع همه عالم است
رونق آن انجمن از آدم است
با تو خود آدم که و عالم کدام
نیست ز غیر تو نشان غیر نام
گرچه نمایند بسی غیر تو
نیست درین عرصه کسی غیر تو
کیست به پیدایی تو در جهان
مانده ز پیدایی خویشی نهان
تو همه جا حاضر و من جا به جای
می زنم اندر طبلت دست و پای
چون فتم از پای مرا دستگیر
انت نصیری و الیک المصیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعر گونه بیانگر علاقة عمیق به وجود مطلق و وحدت هستی است. شاعری در توصیف خداوند به عنوان منبع وجود و هستی، تأکید میکند که هر چیزی که وجود دارد به واسطه اوست و ذات خداوند ترکیبی از هستی و ایجاد است. او بر این نکته تاکید میکند که همه موجودات در حقیقت نمادی از وجود او هستند و در عالم مادی، هر نوع کثرت و تفاوتی در واقع تجلیات مختلف اوست.
مشاعر انسان، از جمله عقل و چشم، قادر به درک کامل جمال و کمال خداوند نیستند و در مسیر تنزیه و تشبیه او به بن بست میرسند. شاعر به تأکید بر اینکه خداوند در تمام مکانها و زمانها حاضر است و هیچ موجودی خارج از او وجود ندارد، به وحدت هستی اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که وجود مطلق و پروردگار، در واقع حقیقتی واحد است که همه موجودات از آن ناشی میشوند.
هوش مصنوعی: ای دانایی، ما به وجود تو افتخار میکنیم و خود را کمتر از تو نمیدانیم، زیرا هر چه داریم و هر چه هستیم در سایهی وجود تو است.
هوش مصنوعی: خود تو هم وجود داری و هم باعث وجود دیگران هستی، پس به وجود آوردن دنیای جدید و کهنه را در خود داری.
هوش مصنوعی: تو وجود مطلقی هستی، تو همان هستی هستی که حقیقتاً وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود ندارد، باید در دنیای مجازی و خیالی قرار بگیرد و حتماً به وجود واقعی نیاز دارد.
هوش مصنوعی: تو به هیچکس نیازی نداری و این باعث میشود که در نظر دیگران برتر و قدرتمند به نظر آیی.
هوش مصنوعی: تو با افتخار و شکوهمند میگذری، بدون اینکه به نام و عنوان خود توجهی کنی و همه چیز را پشت سر میگذاری.
هوش مصنوعی: در وجود تو، هم چیزهای عالی و هم چیزهای پایین وجود دارد و با تو، همه از رحمت و بزرگواریات بهرهمند میشوند.
هوش مصنوعی: با همه مانند جان در بدن باش و پاکی خود را از آلودگیها و ناپاکیها حفظ کن.
هوش مصنوعی: چشم من از زیبایی تو نابیناست و ذهنم از کمال تو فاصله گرفته است.
هوش مصنوعی: گاو ماده در حالی که تنها شده بود، پا از منطقه آباد بیرون گذاشت و به دشت رفت.
هوش مصنوعی: راهنما و پیشوای تشبیه مانند یک بارکش حرکت کرد و به سرزمین آباد رسید، اما او در گل و لای ماند.
هوش مصنوعی: تو در زندگی و در دل طبیعت وجود داری، همه چیز به تو وابستهاست و همزمان همگان را در بر میگیری.
هوش مصنوعی: در وجود تو، این دو ویژگی تنها وقتی قابل دیدن هستند که با هم باشند و جدا از یکدیگر قابل مشاهده نیستند.
هوش مصنوعی: وجود تو پاک و منزّه است و چیزی که میتواند تو را توصیف کند، جز این نهایت پاکی و پاکی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: تو نور خالصی و در عین حال مانند غبار نیستی؛ تو همانند دریا محدودهای نداری و کنار مشخصی هم نداری.
هوش مصنوعی: هرچند تو در کنارم نیستی، اما ارزش و زیبایی تو همچنان مانند جواهرات گرانبها از دل مشکلات و سختیها بر میآید.
هوش مصنوعی: تو همان موجی هستی که در درون و بر خود، به هزاران شکل و جلوه ظاهر شدهای.
هوش مصنوعی: در حقیقت هر نکتهای که دربارهی وجود تو بوده، در آینهی علم تو نمایان شده است.
هوش مصنوعی: چهرههایشان به وسیله ویژگی ذاتیشان به نمایش درآمد و از آنجا که این ویژگیها بارها تکرار شده، به وجودها و هویتهای مختلف تبدیل گشتهاند.
هوش مصنوعی: محفل و جمعی که در آن همه انسانها حضور دارند، به دلیل وجود آدمی زنده و پویایی همچون او، شکوه و رونق خاصی به خود گرفته است.
هوش مصنوعی: با تو که هستی، نه آدمی هست و نه جهانی در کار. همه چیز به جز تو هیچ ارزشی ندارد و نشانی از غیر تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هرچند در این جهان، هیچکس جز تو وجود ندارد و همه فقط میخواهند به تو نشان دهند.
هوش مصنوعی: چه کسی در این جهان میتواند به شگفتی وجود تو پی ببرد در حالی که خودت در لایههای پنهان وجودت مستور هستی؟
هوش مصنوعی: تو در همه جا حضور داری و من در هر مکان به خاطر تو به فعالیت مشغولم.
هوش مصنوعی: زمانی که از پا درآمدم و نیاز به کمک داشتم، تو یاور من بودی و به سوی تو بازگشتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.