گنجور

بخش ۵ - ظاهر شدن آرزوی فرزند بر شاه

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

چون به تدبیر حکیم نامدار

یافت گیتی بر شه یونان قرار

یک نگین‌وار از همه روی زمین

خارجش نگذاشت از زیر نگین

شه شبی در حال خویش اندیشه کرد

شیوهٔ نعمت‌شناسی پیشه کرد

خلعت اقبال بر خود چست یافت

هر چه از اسباب دولت جست، یافت

غیر فرزندی که از عز و شرف

از پس رفتن، بود او را خلف

در ضمیر شه چون این اندیشه خاست

گفت با دانای حکمت‌پیشه، راست

گفت: ای دستور شاهی پیشه‌ات!

آفرین بادا! بر این اندیشه‌ات!

هیچ نعمت بهتر از فرزند نیست

جز به جان فرزند را پیوند نیست

حاصل از فرزند گردد کام مرد

زنده از فرزند ماند نام مرد

چشم تو تا زنده‌ای روشن بدوست

خاک تو چون مرده‌ای، گلشن بدوست

دستت او گیرد، اگر افتی ز پای

پایت او باشد، اگر مانی به جای

پشت تو از پشتی‌اش گردد قوی

عمرت از دیدار او یابد نوی

دشمنت را شیوه از وی شیون است

خاصه، گویی بهر قهر دشمن است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام