گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق

ای بزرگی که پایه قدرت

اولش غایت کمال بود

آفتاب سعادتت آن نیست

کش پس استوار زوال بود

زین تحیت پس از دعا و ثنا

غرض بنده یک سوال بود

بارها با خواص خود گفتی

دست تحقیق چون جمال بود

پس ز بهر یکی قرابه می

که مرا بر تو رسم سال بود

چون پس از انتظار یکساله

آب بدهی مرا چه حال بود؟

تا ندیدم من آن ندانستم

کاب هرگز چنان زلال بود

هر که زینگونه می دهد بکسی

راستی جای قاف و دال بود

تو نفرموده من این دانم

کز تو این موصلت محال بود

یا غرض این بدست تا باری

بهمه مذهبی حلال بود

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
همام تبریزی

هر که او عاشق جمال بود

شاهدش خود گواه حال بود

گر بود پاکباز شاهد نیز

پاک و روشن‌تر از زلال بود

حال اگر برخلاف این باشد

[...]

ابن یمین

عشق پیرایه جمال بود

عشق سرمایه وصال بود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه