تا خط تو رخت بیرون میکشد
ناله من سر بگردون میکشد
زلف تو همچون مهندس بررخت
هر زمان شکلی دگرگون میکشد
خاک پایت خیمه بر مه میزند
آب چشمم سر بجیحون میکشد
با که داند گفت دل جز با لبت
جورها کز زلف شبگون میکشد
بار تو کش چرخ نتواند کشید
خود نپرسی کاین دلم چون میکشد
از فلک هرگز کشیده کی بود
دل ز هجرت آنچه اکنون میکشد
دل که گفت از غم فشاندم آستین
دامن از هجر تو در خون میکشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج عشق و جدایی میگوید. او به زیباییهای محبوبش اشاره کرده و با تصویری شاعرانه از زلف و خط او، نالههای دلش را توصیف میکند. دل شاعر به شدت تحت فشار است و نمیتواند بار این عشق را تحمل کند. او از جدایی سخن میگوید و ابراز میکند که غم و حسرت جدایی به حدی است که جانش را میگیرد. عشقش به محبوب منجر به اشک و غم بسیاری شده و او نمیتواند این درد را در دل خود پنهان کند.
هوش مصنوعی: هرگاه خط نوشته تو از دل من بیرون میآید، ناله و غم من به آسمان میرود.
هوش مصنوعی: موهای تو مانند هنرمند یا طراح در هر زمانی شکلی تازه و متفاوت به خود میگیرد.
هوش مصنوعی: خاک پای تو مانند چادرش در آسمان ستارهها برپا شده است و اشکهای من به سوی زمین روان میشود.
هوش مصنوعی: دل نمیداند با که صحبت کند، جز با لبهای تو که از زلفهای تیره و سیاه شب الهام میگیرد.
هوش مصنوعی: بار سنگینی که بر دوش من است، چرخ فلک نمیتواند آن را تحمل کند. خودت هم نمیپرسی که چرا دلم اینگونه به شدت میتپد و میکشد؟
هوش مصنوعی: از آسمان هرگز دل به دوری و هجرت نمیزد، اما اکنون چه مشکلی را متحمل میشود.
هوش مصنوعی: دل میگوید از غصه آستینم را بالا زدم و دامنم را از جدایی تو در خون میزنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.