آه که امید من بیار نه این بود
لایق آن روی چون نگار نه این بود
هجر نمودست و بارهی نه چنین گفت
جور فزودست و در شمار نه این بود
رفته بر دشمنم قرار گرفتست
با من دل سوخته قرار نه این بود
نوبت آن روزگار رفت که مارا
عشق نه زین دست بود و یار نه این بود
عشق چنین بود و کیسه مان نه چنین بود
یارنه این بود و روزگار نه این بود
از تو خجل مانده ام که بیرخ خوبت
زنده بماندیم و اختیار نه این بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی و دلشکستگی خود سخن میگوید. او به عشق و یاری که انتظار داشت، اشاره میکند و میگوید آنچه اکنون تجربه میکند، با آنچه میخواست بسیار متفاوت است. او به یاد روزگارانی میافتد که عشق و روابط عمیقتری را تجربه کرده بود، اما اکنون در شرایطی قرار گرفته که نهتنها عشقش برآورده نشده است، بلکه درگیر رنج و فراق نیز شده است. احساس خجالت و ناتوانی در برابر محبوب را نیز بیان میکند و میگوید که این وضع اصلاً درخور او و انتظارش نبوده است.
هوش مصنوعی: اوه، چه خوب بود اگر امید من به این زیبایی و شایستگی نبود. آن چهرهای که چون نگار است، لایق انتظار من نبود.
هوش مصنوعی: شما را از خود دور کردهام و این طور نمیگویم که بیوفایی زیاد شده است، بلکه این درد و رنج به حساب نمیآید.
هوش مصنوعی: رفته بر دشمنم قرار گرفت، اما با من که دل سوختهام، این هرگز خوب نبود.
هوش مصنوعی: دیگر آن زمان که عشق ما اینگونه نبود و محبوبمان اینطور نبود، گذشته است.
هوش مصنوعی: عشق اینطور بود، ولی ما در شرایطی نبودیم که اینگونه باشد. نه اینکه معشوق اینگونه بود، و نه اینکه روزگار به این شکل بود.
هوش مصنوعی: از تو شرمندهام که زندگیام بدون زیباییات ادامه دارد و این به انتخاب من نبود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یار مرا عارض و عذار نه این بود
باغ مرا نخل و برگ و بار نه این بود
عهدشکن گشتهاند خاصه و عامه
قاعده اهل این دیار نه این بود
روح در این غار غوره وار ترش چیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.